دلنوشته یک همسفر
یکشنبه 9 تیر 1398 ساعت 10:39 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفران حسنانی | ( نظرات )

سلام دوستان سارا هستم یک همسفر
شعری که اینبار انتخاب کردم چکیده ای از درست و غلطهای ماست، گاهی راه تاریک و ظلمت را می رویم و گاهی راه درست و تقوی. پروین اعتصامی اینبار از زیبایی های مرگ و دنیای پس از آن و بی ارزش بودن زر و زیور و تجملات دنیا از زبان سقراط می گوید.
یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی
بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را

می دانیم که سقراط جزو فلاسفه بسیار مشهور و دانای زمان خود بوده است و از نظر او مرگ نوع دیگری از زندگیست نه فنا.
اگر زین خاکدان پست روزی بر پری بینی
که گردونها و گیتی‌هاست ملک آن جهانی را

روزی که ازین دنیای خاکی بروی تازه متوجه می شوی چه جهان ها و دنیاهای دیگری وجود دارد و دنیای پس از مرگ چه عظمتی دارد.
دلت هرگز نمیگشت این چنین آلوده و تیره
اگر چشم تو میدانست شرط پاسبانی را

اگر چشم ما می دانست که هرچیزی ارزش نگاه کردن و دیدن ندارد هرگز دل ما آلوده به تباهی و سیاهی نمی گشت.
بمهمانخانهٔ آز و هوی جز لاشه چیزی نیست
برای لاشخواران واگذار این میهمانی را

فریب طوار را نخور، در حرص و طمع و حسد و بخل و کینه جز امور بی ارزش چیز دیگری نیست. درگیر بازی های اهریمن نشویم.
بسی پوسیده و ارزان گران بفروخت اهریمن
دلیل بهتری نتوان شمردن هر گرانی را

ما در وادی ها داریم که شیطان و نیروهای منفی ما را خیلی سریع به تعدادی از خواسته های نامعقولمان می رساند ولی هزینه گزافی از ما می گیرد.
چو دیوان هر نشان و نام میپرسند و میجویند
همان بهتر که بگزینیم بی نام و نشانی را

یکی از تله های اهریمن شهرت و نام و نشان است و همان بهتر که جایگاه خاص و نام و نشان الکی نداشته باشیم تا کمتر در تیر رس دید شیاطین و دیوان باشیم و طعمه آنها نشویم.

تمام کارهای ما نمیبودند بیهوده
اگر در کار می‌بستیم روزی کاردانی را

اگر ذره ای تفکر می کردیم از عقل خودمان استفاده می کردیم اینهمه ضرر و زیان به خودمان نمی رساندیم.
بگرداندیم روی از نور و بنشستیم با ظلمت
رها کردیم باقی را و بگرفتیم فانی را

همیشه شنیده ایم که دنیا محل گذر است ولی کو گوش شنوا، بدنبال بدست آوردن مال، مقام، منصب، و... در دنیایی هستیم که روزی باید آنرا بگذاریم و بگذریم ولی دنیای اصل کاری را که در آنجا جاودان هستیم را فراموش کرده ایم.
چراغ آسمانی بود عقل اندر سر خاکی
ز باد عجب کشتیم این چراغ آسمانی را

خداوند در جسم خاکی ما چیزی بنام عقل قرار داد که از جنس آسمانیست ولی ما با غرور و خودخواهی و خود پرستی هایمان هرگز از عقل استفاده نکردیم و این چراغ را خاموش نگه داشتیم.

ز تیغ حرص، جان هر لحظه‌ای صد بار میمیرد
تو علت گشته‌ای این مرگهای ناگهانی را

هرلحظه تخریبی در وجود ما اتفاق می افتد و نیرویی روشن و انرژی بخش درون ما می میرد و ما مسیر این شکستها و بیماری ها هستیم.
تو نیز از قصه‌های روزگار باستان گردی
بخوان از بهر عبرت قصه‌های باستانی را

ما هم روزی جزو تاریخ گذشته می،شویم مثل گذشتگان که وقایع و تاریخ را رقم می زنند پس بهتر است از تجربه دیگران استفاده کنیم و آزموده های غلط دیگران را دوباره امتحان نکنیم.

معایب را نمیشوئی، مکارم را نمیجوئی
فضیلت میشماری سرخوشی و کامرانی را

اگر عیب های کار خودت را پیدا کنی و کرمها و لطف هایی را که به تو شده است را دریابی هرگز سرخوشی و پولداری دیگران را فضیلت آنها نمی دانی و فکر نمی کنی که خداوند برای آنها ارزش بیشتری قائل است.

قصیده ای از بانو پروین اعتصامی
نگارش: همسفر سارا، لژیون سوم
تنظیم و ثبت: همسفر سارا
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر الهه دوشنبه 10 تیر 1398 09:21 ب.ظ
خداقوت ب هر دو خانم سارا
زینب لژیون سوم دوشنبه 10 تیر 1398 05:03 ب.ظ
بسیارزیبا خانم سارا سپاس
همسفرفاطمه دوشنبه 10 تیر 1398 08:48 ق.ظ
بسیار عالیبود لذت بردم خداقوت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic