جلسه خصوصی همسفران
پنجشنبه 13 تیر 1398 ساعت 02:13 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفران حسنانی | ( نظرات )
پنجمین جلسه از سری یازدهم کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره ۶۰
 در نمایندگی حسنانی با دستور جلسه " آداب و معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی"
 با استادی دیده بان، ایجنت و راهنمای محترم شعبه، مسافر "علی آقا" و نگهبانی همسفر "مریم" و دبیری همسفر "مریم" در تاریخ 
۹۸/۴/۱۱ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
موضوع دستور جلسه امروزمان ریشه در کنگره و آموزشهای آن دارد. روش درمانی کنگره به گونه ای طراحی شده است که قضیه را از ریشه درست می کند، و کلا آموزشها باید ریشه ای و پایه ای باشد تا بتوانیم متوجه شویم. اصلا قرار نیست کسی با کلاس رفتن ادب یاد بگیرد، شاید یک چیزهایی ظاهری یاد بگیرد ولی اصل قضیه درست نمی شود. اصل قضیه به سیستم ایکس بر می گردد که اگر آن درست نشود چیزهای دیگر درست نمی شوند. 
اگر دقت کنید افرادی که به کنگره می آیند خیلی بهتر و زودتر از سایر جاها آموزش می گیرند. من در گروههای دیگر که بودم می دیدم همه خمارند چه آقایان و چه خانم ها. چون سیستم ایکسشان کار نمی کرد، میکروفن را می گرفتند و کلی ناسزا گویی و حرف های نامربوط می زدند. 
ولی ما در کنگره کار را ریشه ای حل می کنیم، ریشه ای بر می گردد به تغییر کردن، یعنی من اول باید تغییر کنم تا بتوانم تبدیل شوم به آدم دیگری، و بعد از یک آدم بی ادب به یک آدم با ادب و از یک شخص پرخاشگر به شخصی متعادل تبدیل شوم. اگر سیستم ایکس درست نباشد اصلا آموزشی اتفاق نمی افتد، آدم خمار حتی اگر هم بخواهد نمی تواند چیزی یاد بگیرد. در قسمت راهنمایی تازه واردین مسافرها، اگر شخصی بیاید و خیلی خمار باشد من مشاوره نمی دهم. چون حرفهای من را نمی فهمد. سیستم ایکس در آقایان OT است، یعنی در آقایان با سیم است و در خانمها بی سیم. نمی شود من مرتب غیبت کنم بعد مودب شوم، برای اینکه بعضی چیزها سیستم ایکس را غیر مستقیم خراب می کند. بهمین خاطر نمی شود من غیبت کنم و یا تجسس کنم، اخلاقم هم خوب باشد. 
در قسمت آقایان من از کسی نمی پرسم روی برنامه ات هستی یا خیر، چون به قیافه اش نگاه کنم مشخص می شود. وقتی به کسی در لژیون مشارکت می دهم به خاطر همین است، وقتی شروع می کند به صحبت کردن از تن صدا، مقدار صحبت کردن، حرکت چشمهایش، می فهمم روی برنامه هست یا نیست. ما تن صدایمان را با گوشمان میزان می کنیم، وقتی من روی برنامه ام نیستم گوشم درست کار نمی کند.
مثل کسی که مشروب می خورد و داد می زند، چون اولین جایی که سیستم ایکس اثر می گذارد شنوایی گوش هست. و یا کسی که جملات را میانبر می کند، می گویند دور زمین بدو، آنهایی که وضعیت جسمی شان خوب است زمین را هندسی می دوند، یعنی گوشه های زمین را می گیرند و می دوند، ولی ضعیف تر ها دایره وار و نیم دایره. در قسمت مصرف کننده ها هم کسی که سیستم ایکسش بهم می ریزد هندسی حرف نمی زند.
تا چند سال پیش کسی که شیشه می کشید می گفتند معتاد نیست چون جواب آزمایشش منفی بود، زیرا که ملاک آزمایش مرفین بود ولی الان با کارهای کنگره آمفتامین، تی اچ سی و چند آزمایش دیگر نیز اضافه شد. پس شخص شیشه می کشید اخلاقش بشدت بهم ریخته بود ولی می گفتند معتاد نیست، پس از کجا می فهمیدند معتاد است؟ از خلق و خو، ادب و رفتارش. 
وقتی سیستم ایکس درست شود شخص هندسی راه می رود و حرف می زند، ولی وقتی درست نباشد حالا من مدام بروم کلاس مشاوره، فایده ای ندارد. قسمت بی سیم در خانمها با جهان بینی درست می شود و ورزش، در قسمت آقایان برمی گردد به جسم یعنی داروی مصرفی شان و همینطور، جهان بینی. که این دو باعث می شوند قسمت خلق و خو، یا روان و رفتار تغییر کند.


در ادامه نظر شما را به جلسه پرسش و پاسخ جلب می نماییم. پرسش ها توسط همسفران مطرح شده و پاسخ ها را استاد جلسه، علی آقا بیان می نمایند:

پرسش- از مرزبانی سوال کرده اند که یکعده درخواست دارند اینجا نرده نصب شود برای حفاظت بچه ها.
پاسخ- اینجا طراحی شده برای افراد بالای ۱۸ سال و ۶۰ سال به پایین. زیر ۱۸ سال و بنابراین کودکان اجازه ورود به اینجا را ندارند. اگر از جایی بیایند ببینند بچه ها در جلسات هستند به ما ایراد می گیرند. اینجا اصلا جای مناسب و خوبی برای بچه ها نیست. در ضمن ما هیچ مسئولیتی در قبال وسایل شخصی شما و کودکان شما نداریم. اوایل موتورها را در حیاط می گذاشتند ولی بعد از مدتی دیدیم یکی می گوید باطری موتورم نیست، یکی دیگر می گوید چراغ موتورم را شکسته اند، و دیگر اجازه ندادم موتورها را در حیاط بگذارند، از طرفی ۵۰ تا موتور در حیاط بود و می آمدند در حیاط سیگار می کشیدند اگر آنجا آتش می گرفت چه میشد؟ 
نگهبان نظم دم در هم نگهبان موتورهای شما نیست او صرفا می گوید موتورها را درست پارک کنند.
در مورد بچه ها، به مرزبانی گفته ایم حق ندارند مربی تعیین کنند برای نگهداری نوبتی کودکان، مادرها خودشان موظفند از بین خودشان کسی را تعیین کنند، والا اتفاقی بیفتد مسئولیتش را گردن ما می اندازند، اینجا ما همین که شوهرهای شما را نگه می داریم کافیست وظیفه نداریم که بچه های شما را هم نگه داریم. یکسری آقایان که روزهای اول به اینجا می آیند خانمها یکروز هم نمی توانند آنها را نگه دارند! حالا اینکه گفتیم اتاقی بدهند و بچه ها آنجا بمانند از روی همکاری ما بود و نه وظیفه ما، صرفا به این خاطر که نکند کسی بخاطر بچه اش نتواند به کنگره بیاید.

پرسش- علت برگشت یک مسافر در کنگره بعد از ۵ سال چیست؟ 
پاسخ- جهان بینی، هیچ کس در کنگره با مواد برگشت نمی کند، بوسیله ضد ارزش ها برگشت می خورد. اول ضد ارزش را انجام می دهد بعد می رود مواد مصرف می کند. چون ضد ارزش را که انجام می دهد انرژی روحانیش را از دست می دهد. تنها چیزی که می تواند مصرف کننده را نگه دارد تا مواد مصرف نکند، انرژی روحانیست. هیچ ربطی هم به دین و مذهب ندارد. انرژی روحانی خرد جهانیست، یکسری کارها در همه جای دنیا بد است. انرژی روحانی را که از دست داد، هاله اش نفوذ پذیر می شود، و شیطان اینبار نه از بیرون، بلکه از درون با او صحبت می کند.

پرسش- مسافری که چند ماه است سفر می کند و می خواهد روی برنامه باشد ولی گریز هم می زند و موقع گریز زدن گریه می کند و می گوید حالم خوب نیست، آیا راست می گوید که دست خودم نیست؟ آیا من همسفر می توانم به او کمکی کنم؟ 
پاسخ- شمای همسفر هیچ کاری نمی توانی برای او بکنی، فکری به حال خودت بکن، همسفر به اینجا می آید برای اینکه خودش آموزش ببیند نه اینکه به مسافر کمک کند. شما اگر می توانستید به مسافر کمک کنید همان اول می کردید پس چه نیازی است به اینجا بیایید؟ 
وقتی خودتان در کنگره آموزش ببینید بزرگترین کمک را به زندگی خود و مسافرتان می کنید. در قسمت اول هم، من خودم خیلی ازین کارها کردم! این کار را نکند چه کار کند؟! اینها به دانایی و جهان بینی برمی گردد، آموزش با معلم است ولی عمل کردن و تفکر با شاگرد. خیلی ها هستند آموزش را ظاهرا می گیرند از حفظ هم می گویند خیلی هم قشنگ حرف می زنند ولی هیچ تفکر و تحربه ای در آن نیست، اینها فقط شنیده اند ولی نفهمیده اند. لی اگر طرف مرتب حضور داشته باشد بالاخره یکروزی درست می شود. شما ازین طریق می توانی کمک کنی که کاری کنی تا بیاید، اگر نیاید هیچ کاریش نمی شود کرد.

پرسش- مسافرم ۲_۳ ماهیست که رها شده، ورزش هم می کند، به تازگی سفر سیگار را شروع کرده ولی هر روز قلیان می کشد، و هرازگاهی بیخودی قرص ژلوفن و استامینوفن می خورد، آیا درمان او کامل شده است؟ و آیا اجازه دارم راهنمای سیگار ایشان را مطلع کنم؟
پاسخ- خیر، شما همسفر هستید نه جاسوس، راهنمای سیگارش هم می داند، اگر به رویش نیاورده لابد لازم ندیده. ما خیلی چیزها را می فهمیم ولی تا خود طرف نگفته به رویش نمی آوریم صبر می کنیم تا زمان لازم برسد. ولی از نظر اطلاعات کلی قلیان هزار برابر ضررش از سیگار بیشتر است. مخصوصا قلیانهای میوه ای با کلی اسانس و مواد شیمیایی، زمین تا آسمان فرق است بین دود با رطوبت و بدون رطوبت. زمانی که دود یا هر چیز دیگری وارد ریه می شود شروع می کند به ترشح کردن، حالا ترشح ریه هست رطوبت و دود هم وارد می شود، ته ریه هی پر می سود و بالا می آید و حجم ریه کیپ می شود یعنی وقتی طرف نفس می کشد یک پنجم یا یک دهم ریه اش باز است. 
کسی که به رهایی رسیده ولی قرص می خورد این هنوز رها نشده و یک مصرف کننده است.

پرسش- گهگاهی احساس خستگی می کنم و هیچ چیز باعث آرامشم نمی شود به نظر شما روی کدام بخش باید کار کنم؟
پاسخ- یکسری سوالات را هرکسی باید از خودش بپرسد، این سوالی نیست که من از کسی بپرسم، خودم باید از خودم بپرسم. هیچ کس نمی تواند به شما بگوید چرا احساس خستگی می کنید. این شما هستی که باید ببینی انرژی ات از کجا دارد می رود. بقول سقراط مثل مشک سوراخ که هیچ وقت پر نمی شود. جتی خوردن معجون و چیزهای مقوی کار را بدتر می کند چون هرچقدر تندتر آب بریزیم این مشک بیشتر خالی می شود. تنها راه اینست که ببینی از کجا دارد انرژی می رود. آیا من آدمی ام که مرتب غیبت می کنم؟ آیا آدم حسودی هستم؟ حسود که همه هستیم، بد هم نیست، حسادت بد است. حسد یکی از دلایل رشد است ولی حسادت تخریب می کند. من دوست دارم یک ماشین خوب داشته باشم، و یک ماشین خوب می بینم خوشم می آید این می شود حسد یعنی خواستن، ولی اینکه با کلید روی ماشین طرف بکشم این می شود حسادت. اینجاست که آدم انرژی از دست می دهد و هیچ وقت نمی تواند به آن ماشین برسد چون ماشین می بیند من اینجوری باهاش رفتار می کنم و دیگر هیچ وقت سمت من نمی آید.

پرسش- همسرم اعتیاد داشت، در این مرکز مشاوره هم شد ولی فوت کرد، من هنوز باور ندارم، بنظر شما آیا این به خرابی سیستم ایکس من ربط دارد؟
پاسخ- من نمی دانم همسر شما قضیه اش چه بوده و به چه دلیل فوت کرده، ولی این باور نداشتن، بعد یک مدت تمام می شود، شاید هنوز انرژی اش هست یعنی شما انرژی او را حس می کنی ولی خودش را نمی بینی، سوم، هفت، چهل، یکسال، اینها مراحلی است که طی می شود تا ما کم کم باور کنیم.

پرسش- مسافرم ۲ سال است که رها شده، بارها آمده در لژیون ویلیام وایت نشسته، و چند روزی فقط از آدامس استفاده کرده ولی بازهم برگشته و زمان هایی هم سیگار می کشد هم آدامس نیکوتین مصرف می کند. این علتش چیست و آیا استفاده این دو باهم ضرر دارد؟
پاسخ- ضرر ندارد، آدامس تا حدی ولع او را نسبت به سیگار می گیرد. 

پرسش- مسافرم در حال سازگاری سیگار است ولی یکبار سیگار می کشد و یکبار آدامس می خورد، اصلا حرف نمی زند و در خودش است.
پاسخ- برزخ، یعنی نه می توانی بروی و نه برگردی، بین بهشت و جهنم فاصله ای هست که ما می گوییم برزخ، بعضی ها در این برزخ گیر می کنند نه اینوری می روند نه آنوری. چرا آدم گیر می کند؟ ترس، تنها چیزی که ما را در برزخ نگه می دارد. و باید یا بپریم در بهشت و یا در جهنم. گفته شده برای آنهایی که حال خوشی ندارند یا به نیروهای اهریمنی بپیوندند با به نیروهای الهی، در هر صورت حالشان بهتر می شود.

پرسش- گاهی اوقات انسان بی دلیل احساس غم و دلتنگی و بی انرژی بودن می کند با وجود آنکه کنگره و جهان بینی آن کلید بسیاری از دردهاست.
پاسخ- نوار قلب را که دیده اید، حالت بالا و پایین دارد، انسان یک خط صاف نیست، حتی انسان در حال آموزش هم این فراز و نشیب را دارد ولی رو به بالا (صعود)، ولی کسی که در حال آموزش نیست رو به سمت پایین است. یعنی شمایی که به کنگره می آیی و آموزش می بینی هم بالا پایین داری منتها هربار که پایین و بالا می روی، میروی بالاتر. و اگر قرار باشد انسان غم نداشته باشد مزه شادی را نمی تواند بفهمد. شما گرسنه می شوی غذا می خوری سیر می شوی. اگر همه اش سیر باشی، آیا می توانی مزه غذا را بفهمی؟ و از غذا خوردن لذت ببری؟ ما هر چیزی را با ضدش می شناسیم. یعنی اگر ضدش را برداریم دیگر آن چیز برای ما قابل شناخت نیست. مثلا می گوییم مرد، اگر هیچ زنی نباشد آیا مرد بودن معنایی دارد؟ تنها چیزی که ضد ندارد و برای ما قابل شناخت نیست خداوند است. ما کسی را می توانیم بشناسیم که از ما پایین تر باشد و قابل پیش بینی باشد. خدا قابل پیش بینی نیست. شادی، ضدش غم است اگر غم را برداریم شادی نابود می شود، اگر صفحه سفید شطرنج را برداریم دیگر آن شطرنج نیست یک کاغذ سیاه است.

پرسش- مسافرم ۵ ماه است سفر می کند ولی گریز می زند و راهنمایش به او سقوط آزاد داده، ولی نمی تواند سقوط آزاد را برود و راهنمایش گفته تا سقوط آزاد نروی نامه ات را نمی دهم، آیا باید به کلاس هایش بیاید؟
پاسخ- خیر تا سقوط آزادش را نرود کنگره نمی تواند او را بپذیرد و راهنما و شعبه اش را هم نمی تواند عوض کند حتی اگر ۱۰ سال هم بگذرد باز اول باید سقوط آزاد را برود، این قانون کنگره است زیرا کسی که شهامت ۳ روز سقوط آزاد رفتن را ندارد، آیا شهامت این را دارد که اصلا نزند؟
پس کنگره وقتش را برای او نمی گذارد، چون هنوز به آن مرحله نرسیده که بخواهد درمان شود. ولی وقتی خواسته را داشته باشد، ۳ روز که سهل است یک هفته هم سقوط آزاد را می رود. و هنوز هم کسی با سقوط آزاد نمرده! همه اینهایی که زنده شدند بیشترشان با سقوط آزاد زنده شدند. در ضمن سقوط آزاد، با سقوط آزادی تفاوت دارد، سقوط آزادی برزخی است ولی در سقوط آزاد می گوییم یا بپر اینور یا بپر آنور. ما شبه سقوط آزاد هم داریم مثلا روی ۵ سی سی است، بهش می‌گیم روزی یک سی سی بخور.

پرسش- جلسه قبل شما گفتید ازینکه معتاد بودید پشیمان نیستید، به چه علت؟ و دوم اینکه مسافرم در زمان مصرف فردی عصبی بود و الان هم که ۹ ماه است سفر می کند عصبی تر شده است. مصرفش شیره و تریاک بوده.
پاسخ- در مورد قسمت دوم سوال یکروز هر دو با هم بیایید تا صحبت کنیم، در مورد قسمت اول، پشیمانی و اینکه انسان خودش را سرزنش کند، عاملی است برای اینکه دوباره برود آن کار را انجام دهد. هرکس بیشتر گریه می کند، زودتر می رود آن کار را انجام می دهد.
یا اصولا کسی که گریه می کند، حق بجانبش نیست. دفعه آخری که من به کنگره آمدم اصلا پشیمان نبودم و دیگر نرفتم سراغ مواد. فهم وقتی اتفاق می افتد که از آن حالت قبلیت تشکر کنی که تو را به درک و فهم رسانده. من از دوران مصرفم و اعتیاد تشکر می کنم که معلم من بودند، یک موقعی بود پشت به قبله می نشستم به خدا گلایه می کردم که چرا من معتاد شدم تقصیر توست، الان به این نتیجه رسیدم بزرگترین نعمتی که خداوند به من داد اعتیاد بود. خیلی هم خوشحال هستم که در آن برزخ قرار گرفتم تا این بهشت را بشناسم. قبل ازینکه به کنگره بیایم ۱۰۰ بار لوازم مصرفم را می شکستم ولی بازهم دو ساعت بعد می رفتم می زدم. کسی تا بد نباشد مگر می تواند خوب شود؟ ما هرچه می کشیم از آدمهای خوب است، ادمهایی که فکر می کنن خوب هستند. داد و بی دادی ها آتشی هستند که زود خاموش می شوند. اکثر بچه های کنگره، اگر از ایشان سوال کنی ناراحت نیستند از گذشته شان و شاید خانمها نتوانند این را درک کنند.


عکس و نگارش: همسفر سارا
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پریسا یکشنبه 23 تیر 1398 01:43 ق.ظ
با سلام خدمت استاد محترم جناب آقای آشکاری باز هم مطالبتون بسیار عالی و زیبا و شیوا بود
همسفرفاطمه یکشنبه 16 تیر 1398 01:33 ب.ظ
مثل همیشه عالی تشکر از جناب اقای اشکذری
حمید ، نشریات شنبه 15 تیر 1398 04:26 ب.ظ
علی آقا خداقوت ، از راه رسیدم تصویرشما بزرگوارو دیدم انرژیم چند برابر شد آقا ، سپاسگزارم
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic