مصاحبه
چهارشنبه 15 مرداد 1399 ساعت 07:08 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
من فکر نمی کنم کسانی که عضو لژیون سردار می شوند یا دنور می گردند لزوما وضعیت اقتصادی خیلی خوبی دارند، من فقط در یک جمله می توانم بگویم که آنها عشق دارند و عاشق هستند و به قول آقای مهندس که در وادی چهاردهم ذکر کرده اند که حساب عاشق را با عشق است با معشوق چه حساب دارد؛ این عمل واقعا به عشق مربوط است و خیلی به دارایی بستگی ندارد. کسانی هستند که دارایی زیادی دارند ولی نمی توانند بگذرند و به اعتقاد من از پول گذشتن خیلی سخت تر است از جان گذشتن؛


مصاحبه این هفته ما با کمک راهنمای لژیون دوم، سرکار خانم فاطمه که علاوه بر عضویت در لژیون سردار، مدتهاست به کسب جایگاه پربرکت دنور نیز مفتخر گشته اند انجام شده اند. در ادامه این گفتگوی زیبا و پر آموزش را مطالعه می نماییم.

_ خانم فاطمه عزیز لطفا به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.

_ سلام دوستان فاطمه هستم کمک راهنمای یک همسفر، با ۶ سال تخریب مواد وارد کنگره شدیم، آنتی ایکس مسافرم شیشه، حشیش، قرص و ۱۸ ماه سفر کردیم، به روش DST، داروی درمان OT، راهنمای مسافرم آقای محمد احمدی و راهنمای خوب خودم خانم اشکذری عزیز و ۴ سال و ۱۱ ماه و ۲۰ روز است که آزاد و رها هستیم.

_ به ما بگویید طریقه آشنایی شما با کنگره ۶۰، این مکان امن و الهی چگونه بوده است؟

_ ما سال ۸۹ از طریق یکی از دوستان و آشنایان قدیم با کنگره آشنا شدیم و فرزند این آشنای قدیمی در کنگره سفر می کرد و از مشکل فرزند من مطلع شد و ما را با کنگره آشنا کرد. ایشان و فرزندشان از خدمتگزاران کنگره هستند. 

_ خانم فاطمه کمی از گذشته برایمان بگویید و اینکه سخت ترین خاطره شما از دوران اعتیاد مسافرتان چه بود؟

_ من در کنگره یاد گرفته ام که روزهای سخت را پشت سر بگذارم ولی یادم نرود که در گذشته وضعیت زندگی من و مسافرم چه بوده است. گاهی که گذشته را یادآوری می کنم بیشتر سپاسگزاری می کنم. سال ۸۹ که وارد کنگره شدم مسافرم به شدت مقاومت می کرد که سفر کند و چون چند سالی هم بود که همسرم فوت کرده بود، این برایم سخت بود چون همیشه فکر می کردم که اگر پدرشان در قید حیات بود الان وضعیت بهتری داشتم و این همیشه مرا رنج می داد، ولی با آموزش های کنگره یاد گرفتم که اگر زمان چیزی نرسد، اتفاق نمی افتد و وقتی که به گذشته بر می گردم فکر می کنم که شاید من بیشتر نیازمند آموزش بودم و شاید به خاطر همین بود که مسافرم بعد از دو سال از ورود من، وارد کنگره شد (اردیبهشت ۹۱) و چون مصرف قرص داشتند سفرشان طولانی شد. 

_ بسیار خب.... هیچگاه در بدو ورودتان به کنگره، فکرش را می کردید شال مقدس کمک راهنمایی را دریافت کنید و کمک حال عزیزان رنج کشیده باشید؟

_ شاید باورش برای بعضی ها سخت باشد ولی از زمانی که وارد کنگره شدم و راهنمایان همسفران را دیدم که چقدر با دل و جان و عشق خدمت می کنند واقعا عاشق این شدم که بتوانم خدمتگزار خوبی باشم و حتی مسافرم نمی آمد ولی من تصور می کردم که شال کمک راهنمایی را می گیرم و لژیون دارم به خصوص وقتی که در لژیون با خانم اشکذری می نشستم، این احساس در من خیلی قوی می‌شد که یک روزی من لژیون خواهم داشت. من رهجوی خانم اشکذری در آکادمی بودم و هرگز غیبت نداشتم و مرتب می آمدم و با اینکه مسیرم به آکادمی دور بود نیم ساعت قبل از شروع کارگاه آموزشی در آکادمی حضور داشتم چون واقعا عاشق بودم و هنوز هم عاشق کنگره و آموزش ها هستم.

_ بسیار عالی.... کمی از حال و هوای امروزتان به ما بگویید و در این شرایط کرونایی و مجازی شدن جلسات اداره کردن لژیون سخت تر نشده است؟

_ ما در کنگره یاد گرفته ایم که یک مثلث ارتباطی داریم و آن صوت، نور و حس است؛ و من فکر می کنم چون الان در لژیون مجازی صوت هست و نور و تصویر نیست، یک مقدار کار مشکل تر شده است و چون همدیگر را نمی بینیم آن ارتباط حسی که بین راهنما و رهجو باید باشد، برقرار نیست، زیرا که ارتباط چشم در چشم نیست. با اینکه مسیر از خانه تا شعبه را طی نمی کنیم ولی بازهم برای راهنما مشکل شده است. ولی باز هم خدا را سپاسگزارم از اینکه این وسیله ارتباطی وجود دارد و از طریق مجازی ارتباط برقرار می کنیم و درست است که مثلت ارتباطی کامل نیست ولی باز هم خدا را شکر که ارتباط برقرار است.

_ با توجه به اینکه شما مدتی است که عضو لژیون سردار هستید، در مورد شرکت در این لژیون چه پیشنهادی به دیگر دوستان دارید؟

_ من سال ۹۵ که وارد شعبه حسنانی شدم و در آزمون کمک راهنمایی قبول شده بودم، هنوز شال نگرفته بودم که خانم آنی بزرگ اجازه دایر کردن لژیون را به من دادند. همان سال ۹۵، هفته گلریزان، عضو لژیون مالی شدم و از آقای مهندس سپاسگزارم که به ما هم اجازه مشارکت مالی دادند و عضو بودن در این لژیون برکتش به خود شخص بر می گردد؛ من نیز از وقتی که عضو لژیون سردار شدم برکات زیادی را در زندگی ام  دیده ام. لژیون سردار نیازی به من و امسال من ندارد، بلکه من هستم که نیازمند این هستم تا در لژیون سردار باشم و انرژی بگیرم و حالم خوب شود. پیشنهادم به دیگر دوستان این است که عضو لژیون سردار شوند، خودم آنقدر عشق این قضیه را دارم که روی رهجوهایم نیز تاثیر داشته است و دو نفر از رهجوهای خودم هم عضو لژیون سردار هستند. همیشه دلم می خواهد که به کنگره وصل باشم و به رهجوهایم نیز می گویم که تا عمر دارید به نحوی به کنگره وصل باشید، چه از نظر مالی و .... و خودم نیز چه از نظر مالی و چه از نظر راهنما بودن و یا هر خدمتی که از دستم بر بیاید انجام می دهم و دوست دارم که تا آخر عمر آموزش بگیرم چون آموزشهای کنگره بی نهایت است و تمام شدنی نیست و افتخار دارم که هم راهنما هستم و هم در لژیون سردار خدمت می کنم. خداوند به هر کسی اجازه خدمت مالی و یا هر خدمت دیگری را نمی دهد. خداوند را سپاسگزارم که به من این اجازه داده شده است.

_ لطفا به ما بگویید که به چه افرادی دنور می گویند؟

_ حق عضویت کسانی که عضو لژیون سردار می شوند سالانه ۶ میلیون تومان است ولی کسانی که دنور می شوند آقای مهندس "بخشنده" معنا کرده است و پایه را هم ۵۰ میلیون تومان قرار داده است و شخص به جز حق عضویت سالانه باید ۵۰ میلیون تومان هم پرداخت نماید تا دنور شود و یک انگشتر هم به عنوان نشان دنور به این افراد داده می شود.

_ حس و حال شما به عنوان اولین دنور نمایندگی حسنانی چه بود؟

_ خیلی خوشحال بودم و نمی توانم آن احساس را که آن روز در شعبه حسنانی داشتم را بیان کنم. من تابستان پارسال ۵۰ میلیون تومان را به دامادم دادم و ایشان به آکادمی رفته و پرداخت کردند و آنقدر خوشحال بودم که یک جعبه شیرینی خریدم و به شعبه حسنانی آمدم، حس خیلی خوبی داشتم و الان هم خوشحالم که خداوند و کنگره این فرصت خدمت را به من داد.


_ خانم فاطمه عزیز، آیا کسانی که در لژیون سردار هستند و یا دنور می شوند وضعیت مالی خیلی خوبی دارند؟

_ من فکر نمی کنم کسانی که عضو لژیون سردار می شوند یا دنور می گردند لزوما وضعیت اقتصادی خیلی خوبی دارند، من فقط در یک جمله می توانم بگویم که آنها عشق دارند و عاشق هستند و به قول آقای مهندس که در وادی چهاردهم ذکر کرده اند که حساب عاشق را با عشق است با معشوق چه حساب دارد؛ این عمل واقعا به عشق مربوط است و خیلی به دارایی بستگی ندارد. کسانی هستند که دارایی زیادی دارند ولی نمی توانند بگذرند و به اعتقاد من از پول گذشتن خیلی سخت تر است از جان گذشتن؛ و پول همان مادیات است که انرژی محسوب می شود، ما با آن زندگی می کنیم و قطعا گذشتن از پول خیلی سخت است، ولی وقتی در کنگره آموزش می گیریم، به این می رسیم که از خیلی چیزها بگذریم و پول چیزی هست که ما باید پس انداز کنیم و دوستش داشته باشیم. 
ولی من آموزش گرفتم که حساب به دینار باشد و بخشش را به خروار برسانم. و آرزو داشتم زمانی که عشق این را پیدا کردم که دنور شوم و این ۵۰ میلیون را تقدیم کنگره کنم، طوری جور شد که برایم مثل یک معجزه بود و حتی توانستم چند ماه قبل از اینکه گلریزان شروع شود، این پول را پرداخت نمایم و باز هم خداوند را سپاسگزارم و از آقای مهندس تشکر می کنم.

_ با توجه به رایگان بودن کنگره ۶۰، چه نیازی است که اعضا مشارکت مالی داشته باشند؟

کنگره یک NGO است برای درمان اعتیاد و کمک از جایی ندارد و برای درمان اعتیاد، نیازمند مکان است، نمی شود که در پارک کلاس داشته باشد به خصوص لژیون خانم ها. پس ما نیازمند ساختمان هستیم که یا باید خریداری شود و یا اجاره شود و خود ساختمان هم هزینه آب و برق و گاز و وسایل گرمایشی در زمستان و وسایل سرمایشی در تابستان را دارد و همه این ها خرج های بسیار سنگینی در بردارد. کنگره ۶۰ هم مردم نهاد است و نه از دولت کمک می گیرد و نه از سازمان های خارجی. تنها کمکی که به کنگره می شود اول این سبد هاست که آن هم کافی نیست و برای آب و برق و گاز و ..... هزینه می شود. 
ولی وقتی خرج زیاد می شود مثل خرید زمین یا رهن کردن ساختمان، واقعا این هزینه ها از کجا باید بیاید؟! من به عنوان یک عضو باید بدانم درست است که کنگره رایگان است ولی مجانی نیست و بهایش را باید پرداخت کرد. این قانون هستی و خداوند است و هیچ چیز را خداوند مجانی به کسی نمی دهد؛ هستند کسانی که پول رفت و آمد و یا پول سبد را زوری جور می کنند و آنها بحث شان فرق می کند. ولی کسی که دستش به دهانش می رسد باید پول صندلی کسی را هم که ندارد بپردازد، همانطور که دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند. واقعا دیگران زحمت کشیدند و الان هم ما باید کمک کنیم.
درست است که کنگره رایگان است ولی مجانی نیست و هر چیزی که مجانی بدست آید قدرش را نمی دانیم و برای ما نمی ماند. اما اگر بهایش را بدهیم، آن رهایی برای ما می ماند انشالله.

_ با توجه به وادی سیزدهم به ما بگویید که چگونه می توانیم به انسان دو بعدی که همیشه در صلح و آرامش زندگی می کند تبدیل شویم؟

_ چیزی که من یاد گرفتم این است که شخص باید به یک دانایی برسد و این در گرو آموزش سالم است و باید از ضد ارزش ها دوری کرد و خطوط عشق و عقل و ایمان  به یک تعادل برسد؛ و این خطوط نیاز به یک سطح دارند. در وادی سیزدهم مطالعه می کنیم که روی آن سطح باید قرار بگیریم و آن خط خمر است. تصور من این است که آن خط خمر مثل یک سطح است و مثلث عشق و عقل و ایمان روی آن قرار دارد. آن خط خمر همان مواد مخدرهای درون بدن است و باید ترشحات لازم را در حد تعادل داشته باشد. همراه آن آموزشِ لازم باشد و اگر همه این ها با هم باشند، انسان می تواند، انسان های دیگر و همه طبیعت را دوست بدارد و در صلح و آرامش باشد؛ در این شرایط انسان می تواند دو بعدی باشد.
دوستان، مسافرم سال ۹۴، در همین روزها (۱۶ مرداد) که وادی سیزدهم دستور جلسه بود به رهایی رسید و هم اکنون تولد ۵ سال رهایی  و آزاد مردی مسافرم است. برای این عمل عظیم خدا را سپاسگزارم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می کنم. به حق پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و اگر مسافری به مقصد می رسد، مسافر دیگری به سفر می رود. الان مدتی است که پسر کوچکترم (مرتضی) سفر خودش را شروع کرده است و انشالله مسافر من و مسافرهای دیگر به مقصد سلامتی و رهایی برسند و نقطه پایانی به این خط اعتیاد بگذارند و خطوط ارزشی و خدمت در کنگره را شروع کنند.
و باز هم در وادی سیزدهم داریم که وقتی به مسئله ای نقطه پایان می گذاریم، یک خط و مسئله ی دیگری شروع می شود. این خطوط زندگی تمامی ندارد و من در کنگره یاد گرفتم که اگر ما از این جهان برویم، در جهان پس از مرگ هم در حال زندگی کردن و آموزش گرفتن هستیم زیرا پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است. انسان آمده که بیاموزد، آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.

_ و اما کلام آخر.... 

_ کلام آخر اینکه در چند ماه آینده که فکر می کنم پاییز است، به گلریزان نزدیک می شویم و برای خودم و دوستان یادآوری می کنم تا آنجایی که برایمان امکان دارد، کنگره را در مال خودمان شریک کنیم و از برکت کنگره بهرمند شویم. من همیشه به خودم یاد آوری می کنم که هر طور شده به کنگره وصل باشم به خصوص از نظر مالی. ازشما دوستان کمال تشکر را دارم به خصوص از شما خانم معصومه عزیز.

مصاحبه و تایپ: همسفر معصومه، لژیون اول
ارسال: همسفر سارا

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیه کمک راهنمای لژیون 6 دوشنبه 27 مرداد 1399 03:28 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز، بخشنده بودن بیش از آنکه توانایی مالی بخواهد، قلب بزرگ می خواهد
بخاطر داشتن قلب بزرگتون بهتون تبریک میگم
در همین مسیر بمونین تا بوی مهربانی تون تسخیر کنه دست و دل هایی رو که توانایی بخشش ندارن
همسفر ملیحه یکشنبه 19 مرداد 1399 04:22 ب.ظ
مثل همیشه عالی خانم فاطمه ی عزیز
همسفر رضیه پنجشنبه 16 مرداد 1399 11:23 ب.ظ
تبریک وتبریک به خانم فاطمه عزیز که یک الگوی تمام برای من هستن و امیدوارم که روزی مثل شما یک دنور بشم وآزادمردی مسافر تون رو هم به شما تبریک میگم

همسفر زهره لژیون اول پنجشنبه 16 مرداد 1399 07:22 ب.ظ
خدا قوت جانانه به خانم فاطمه ی عزیز ... از صحبتاتون بسیار بهره بردم ، آزاد مردی مسافرتان گوارای وجودتان باد و سفر مسافر دیگر شما به سلامت باشد .
تا باد چنین بادا ...
همسفر سمیه لژیون سوم پنجشنبه 16 مرداد 1399 11:47 ق.ظ
خدا قوت خانم فاطمه ی عزیز مثل همیشه از صحبتهاتون لذت بردیم وامیدوارم خدمتگذار بودن را از شما یار بگیریم
همسفرطاهره( لژیون دوم) پنجشنبه 16 مرداد 1399 01:13 ق.ظ
خوشا به حال آنکس که میدهد ودنبال باز پس گرفتن نیست .خانم فاطمه عزیز مثل همیشه عالی بود.آزادمردی مسافرتون روتبریک عرض میکنم مستدام باشیدوتشکر میکنم ازخدمتگزاران سایت خداوند به خدمتهایتان برکت بدهد
طاهره لژیون دوم چهارشنبه 15 مرداد 1399 10:35 ب.ظ
خداقوت خانوم فاطمه عزیزم بسیارزیبا بود عالی
همسفر فاطمه چهارشنبه 15 مرداد 1399 09:58 ب.ظ
مثل همیشه از صحبتهاتون و حس خوبتون و صبوریتون آموزش وانرژی میگیرم ازادمردیتونهم تبریک میگم عزیزم
معصومه کمک راهنمای حسنانی چهارشنبه 15 مرداد 1399 06:31 ب.ظ
خانم فاطمه مصاحبه ی عالی و اثر گزاری بود آزاد مردی مبارک شما و مسافرتون باشه، برای شما و خانواده آرزوی سلامتی میکنم، برای مسافر دوم شما هم آرزوی موفقیت دارم،به خانم معصومه و سارا هم خدا قوت میگم
همسفرطیبه چهارشنبه 15 مرداد 1399 03:57 ب.ظ
تشکرازشماعزیز.شمابرای من یک الگوی به تمام معناهستید.انشالله درپناه حق همیشه سلامت باشید.تشکرازمسئولین سایت
همسفرزینب(لژیون3) چهارشنبه 15 مرداد 1399 03:06 ب.ظ
مثل همیشه بسیار زیبا و عالی
معصومه از لژیون خانم زهره چهارشنبه 15 مرداد 1399 02:43 ب.ظ
ممنون خانم فاطمه عزیز بابت قبول زحمت
فاطمه کمک راهنما لژیون دوم چهارشنبه 15 مرداد 1399 02:25 ب.ظ
از همه ی دوستان تشکر میکنم و ازخانمها معصومه و سارا هم سپاسگزارم
همسفر فاطمه لژیون دوم چهارشنبه 15 مرداد 1399 11:45 ق.ظ
خانم فاطمه عزیز مطالبی ک بیان کردید مثل همیشه عالی و تاثیر گذار بود لذت بردم امیدوارم همیشه سرزنده و شاد باشید
همسفرسارا،لژیون دوم چهارشنبه 15 مرداد 1399 11:42 ق.ظ
خانم فاطمه جان صحبتهاتون عالی بود، آزادمردی مسافرتون رو هم تبریک میگم مستدام باشید
مریم چهارشنبه 15 مرداد 1399 11:37 ق.ظ
ممنون خانم فاطمه مثل همیشه عالی وممنون از خانم معصومه وخانم سارا
همسفر زهرالژیون دوم چهارشنبه 15 مرداد 1399 10:19 ق.ظ
خانم فاطمه عزیز ازخواندن مصاحبه لذت بردم باز تاب عمل سالم به زندگیتان برگشت.ازادمردی مسافر اولتون روتبریک میگم وامیدوارم هردوعزیزتان در مسیر سفر مستدام باشندودرکنار خانواده سلامت وشاد وپررزق باشید.
عزیزان سایت سلامت وموفق باشید
همسفر الهه چهارشنبه 15 مرداد 1399 08:32 ق.ظ
چ عکس زیبایب خانم فاطمه عزیزم مثل فرشته ها لذت بوردم خداقوت معصومه جان
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات