مکتوب سخنان مهندس دژاکام، دستورجلسه چهارشنبه
پنجشنبه 16 مرداد 1399 ساعت 09:21 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
مکتوب سخنان مهندس دژاکام در جلسه روز چهارشنبه مورخ 99/5/15 به قلم همسفر زینب:


گاهی اوقات در مورد یکسری مسائل صحبت می‌کنم، اگر صحبت ها را بالا و پایین کنند خیلی فرق می‌کند. دفعه قبل گفتم دلم می خواهد و امیدوارم بچه های کنگره به مرحله تکامل و یک شرایط لازم برسند که اگر یک شخص موبایل فروشی دارد همه بچه ها از او خرید کنند یا کسی مبلمان فروشی دارد همه از او خرید کنند، اما هنوز به آن شرایط نرسیده‌ایم پ، من نگفتم که بچه‌های کنگره با هم کار کنند هنوز قضیه کار کردن ممنوع است؛ مگر در رده های خیلی خیلی بالا باشند و یک روزی به این تفکر و اندیشه برسیم که این کار را بکنیم، این کار ایجاد ضرر، اختلاف و مسائل دیگری نکند.
دستور جلسه این هفته وادی سیزدهم است، عنوان وادی: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. چند نکته را در اینجا مطرح می کنم
۱: در حال مذاکره برای گرفتن مجوز دانشگاه هستم، چون هنوز مجوز برای دانشگاه نمی دهند. برای اینکه برای دانشگاه در قدیم بعضی ها مجوز گرفته باشند و الان نخواهند ادامه بدهند ممکن است با آنها وارد مذاکره شویم و این قضیه ادامه دارد و امیدوارم در یکی دو سال آینده به این نقطه مورد نظر برسیم. همچنان در حال تکاپو و جستجو برای ساختمان و خریداری آن برای خانم های همسفر هستیم. مسئله قبلی که مسئله پهلوانی بود، مطرح کردم آرزوی قلبی من این بود که یکروز کسی از راه برسد و بگوید من ۵۰۰ میلیون تومان برای پیشرفت کنگره ۶۰ می‌دهم و این کار واقعاً عملی شد، کسانی که این مبلغ را پرداخت کردند خیلی ها هم قول دادند و چک دادند و گفتند که پرداخت می کنیم ولی چیزی که  در حساب کنگره ۶۰ واریزشده از آقای محمد اختراعی از مشهد هست که ۵۰۰ میلیون تومان را واریز کردند، آقای علی اشکذری هم هستند از دیده بانان که ۲۰۰ میلیون تومان پرداخت کردند، خود من هم ۲۰۰ میلیون تومان پرداخت کردم فعلاً از آن رقم ۹۰۰ میلیون تومان به حساب کنگره ۶۰ واریز شده است. چون گفته ام از روزی که مطرح کرده‌ام تا آبان ماه قابل پرداخت است هم حساب لژیون سردار و حساب بخشنده یا دنور و هم حساب پهلوانی این مبالغ را در اقساط مختلف تا آبان ماه پرداخت کنند.
این یک حرکت بسیار قشنگ و زیبا است در قدیم هم همینطور بود پهلوان به کسی می‌گفتند؛ که دستگیری کند فقط زور و بازو و قوی بودن نیست ،این چیز خوبی است ولی ویژگی و خصوصیات یک پهلوان بخشندگی اش است که هم از جان بدهد و هم از مال بدهد در نهایت پیروز است و خدا کند که ما یک روز لذت این بخشندگی و دستگیری را درکش کنیم.
یکی دیگر از مسائل مهم و بارز که باعث شد بین اعضای کنگره محبت برقرار شود و بتوانیم به این مکان بیاییم و من این مسئله را در جلسه شورای دیده بانان مطرح کردم، آن مسئله این بود که دیده بانان با همدیگر کاملاً متحد و پشت همدیگر هستند و به همدیگر کاملا احترام می‌گذارند و برای همدیگر ارزش قائل هستند و همین قضیه در سطح کل کنگره ۶۰ بر قرار است. من وقتی اصفهان را نگاه می‌کنم که اصفهان پل خواجو، سی و سه پل، مسجد جامعه بسیار بزرگ، عالی‌قاپو، منارجنبان دارد خیلی جاهای دیدنی و آثار باستانی هم دارد. صنایع دستی عالی از منبت کاری گرفته تا معرق کاری، کار روی مس و خیلی صنایع دستی گسترده‌ای دارد که شهری است پر توریستی ترین شهر در ایران. انواع گز که صادر کننده است و خیلی مسائل دیگر... چه چیزی باعث شده که این شهر آنقدر توانسته ترقی کند؟ شعب کنگره ۶۰ در اصفهان مرتب درخواست به این شهر و آن شهر دارند و من می گویم نه،
 علت اتحاد و انسجامی است که مردم با همدیگر دارند، البته خیلی از شهرهای دیگر هم هست که خوب هستند من فعلاً اصفهان را مثال زدم چون می بینم پس هر چه که مردم در یک خانواده، شرکت، روستا با همدیگر متحد باشند و به همدیگر کمک کنند و حمایت کنند و خوبی یکدیگر را بخواهند، آن ملت بقا پیدا می‌کند، پیشرفت می‌کند. علت بقا و پیشرفت کنگره ۶۰ هم همین مسئله است که به همدیگر احترام می‌گذارند و پیشرفت همدیگر را می خواهند و حالا نقطه قطب این مسئله شهر مشهد است همکاری با همدیگر ندارند، این مسئله را مطرح می‌کنم که خودشان را درست کنند چون وقتی روز چهارشنبه به آکادمی می‌آیند و به من پاکت می‌دهند می بینم ۷ نفر برای یک راهنما هستند و نفری ۵ تومان پاره و کهنه داخل پاکت گذاشتند. به راهنما گفتم اگر رهجو های شما نسبت به من این کار را انجام بدهند در هفته راهنما هم با خود شماچنین کاری را انجام خواهند داد، در هفته مرزبان هم همینطور؛ ولی با گذشت ۱۵ روز دیدم کاملاً اصلاح شده اند. دیدم بسیار وضع پاکت ها درست شده این هم که می‌گویم در جهت اصلاح است، نمی‌خواهم تنبیه کنم مثلاًاز اصفهان می گویم وقتی به اصفهانی ها می گویم سی‌دی‌ها یا DSP را برای فلان شعبه ببرید آنها را می‌برند اما مشهد وقتی به آنها می‌گوییم حالا که شما می‌روید سی‌دی‌ها و این مقدار DSP را برای فلان شعبه ببرید می‌گویند چشم ولی این کار را انجام نمی‌دهند. این یعنی اتحاد بینشان نیست و باید به وجود بیاید با هم منسجم بشوند و به همدیگر کمک کنند همدیگر را حمایت کنند هم بین اعضا و هم بین شعب. الان شعب مشهد هم خیلی پیشرفت کرده‌اند یعنی من فکر می‌کنم که ما بعد از اصفهان مشهد را داشته باشیم درخت که بزرگ می شود از باغ بیرون میزند بعد از اصفهان من فکر می کنم که ما مشهد را داریم.
یکی از پهلوانانمان از مشهد است خیلی جاهای دیگر افراد مشهدی داریم خیلی قوی و نیرومند کمک می‌کنند. این را گفتم که در تمام شعب باید بین افراد انسجام باشد باید بین افراد دوستی برقرار باشد اگر کسی اشتباهی کرد اشتباه را باید مثبت نگاه کنید و سعی کنید آن اشتباه را اصلاح کنید. نخواهید که بگویید این شخص دزد یا فلان کاره است. این حرکت بسیار زشت و زننده است مثلاً یکی ایجنت بود حالا عوض شده و شما بگویید ایجنت بدی بود خرابکاری کرده یا مرزبان هم همینطور، همدیگر را تخریب نباید کنید. امیدوارم شاهد این باشم که در مشهد هم همه افراد همدیگر را حمایت و دوست داشته باشند و به همدیگر کمک کنند اگر گفتند حالا که می‌روید این سی‌دی‌ها یا DSP یا هر چیز دیگر را با خودتان ببرید، اگر می‌گویید چشم حتما انجام دهید و یا اگر نمی توانید بگویید که من با اتوبوس می‌روم یا باردارم امکان بردن اینها را ندارم. من به مشهد امیدوارم چون الان رهایی هایش هم نسبتاً خوب هست و این اشکال کوچک امیدوارم هرچه زودتر حل شود.
وضعیت بحرانی است با وضعیت عادی مواجه نیستیم، ولی در این وضعیت ما پذیرش تازه وارد را داریم. تحت هیچ شرایطی هیچ شعبه اجازه ندارد که تازه وارد قبول نکند چه مسافر و چه همسفر ها.
گفته‌ام برنامه ریزی شعب بر عهده اسیستانت، مرزبان و دیده بان رابط است ولی برنامه ریزی باید به گونه‌ای باشد که حتماً پذیرش تازه وارد انجام شود و تاکنون راندمان ما در این جهت بسیار خوب بوده و الان هم خوب است.
اگر پذیرش تازه وارد نداشته باشیم، ۶ ماه دیگر اصلاً رهایی نداریم. اصلاً این سنگ آسیاب از چرخش می‌افتد باید کاری کنیم سنگ آسیاب دائماً در حال چرخش باشد. این آسیاب باید دائماً در حال آرد کردن گندم ها باشد. اگر از کار بیفتد دیگر راه انداختن آن  بسیار بسیار سخت و دشوار است. بنابراین تمام تلاش و کوشش خودتان را برای پذیرش تازه واردین انجام دهید تا افرادی که از بیماری اعتیاد رنج می برند وارد پروسه درمان شوند و هم سیستم بتواند به کار خودش ادامه دهد. الحمدالله بین اعضای کنگره ۶۰، ۳ الی ۴ ماه است که هیچگونه مرگ و میر به من گزارش نشده از زمانی که کرونا آمد همان اول دو مسافر و یک همسفر گرفتار کرونا شدند و فوت کردند البته آن ها از راهکارهایی که ما گفته‌ایم استفاده نکردند ولی تاکنون هیچ مرگی در کنگره ۶۰ گزارش نداده اند. حتی ممکن است اعضای خانواده و فامیل هم دچار کرونا شده باشند اما با راهکارهایی که در کنگره ۶۰ مطرح شد آنها هم به نتیجه لازم رسیده اند.
دستور جلسه ای که داریم پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
چون همیشه انسان با خودش فکر می‌کند که اگر این کار را بکند راحت می شود، حالا این درس را پاس کنم راحت می شوم، حالا این لیسانس را بگیرم راحت می شوم، اگر ازدواج کنم دیگر راحت می شوم، ولی بعد می بیند نه، هیچ وقت تمام نمی شود تا زمانی که ما ادامه حیات می‌دهیم. اگر هزاران هزار سال هم زنده باشیم هیچ وقت کار ما تمام نمی شود هر کاری که بهش مشغول هستیم اگر کاری را تمام کنیم مطمئن باشید کار دیگری آغاز می‌شود و همین است که این چرخه زندگی را به چرخش در می آورد.
این میخواهد به ما بگه تا پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است این آش کشک خاله تِ بخوری پاتِ، نخوری پاتِ. قبول داشته باشی هست نداشته باشی هم هست میخواهد بگوید که:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند 
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.
منظورم این است که در پرتو این ها ما باید زندگی هم بکنیم، یعنی پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. یعنی کارهایی را که انجام میدهیم در کنار آن زندگی هم باید بکنیم.
قدیم می گفتند: ۸ ساعت کار، ۸ ساعت خواب، ۸ ساعت استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی؛اما الان می بینم که اینطور نیست یعنی ما داریم فقط کار انجام می دهیم.
زندگی فقط درس خواندن نیست، یک مقطعی باید درس بخوانیم، فقط کار کردن نیست، فقط پول جمع کردن نیست، فقط کلکسیون جمع کردن نیست،فقط طراحی نیست، فقط نمونه و نفر اول شدن نیست.
زندگی، زندگی کردن است یعنی در کنار کارهایی که انجام می دهید، اگر به سینما هم بروید و یک فیلم ببینید خیلی عالی است و این جزء تفریح زندگی است. اگر بتوانی به استراحت یک هفته‌ای مسافرت یا جایی بروی با دوستانت باشی و بنشینی خیلی خوب است یا هر چیزی که مورد علاقه ات است. اگر کفتر بازی مورد علاقه شماست مثال می‌گویم در کنار زندگی کردن کفتر بازی را هم بکن و از آن لذت ببر. همه کارها را انجام می دهید، مسئولیت ها هم هست، زندگی بکنید زندگی کردن هم این است که پهلوان بیاید و پولی را به کنگره بدهد تا نداند این کار را نمی کند، باید به یک شعور و آگاهی و بیداری برسد و این کار را بکند، ۲۰۰ میلیون به حساب ریختند باید به یک آگاهی برسیم که از این مبلغ بگذریم و این جز زندگی کردن است اینجاست که می گوید زندگی بکن بگذار دیگران هم زندگی کنند.
یکی از مسائلی که در کنگره ۶۰ باعث پیشرفت ما شده این است که هرچه برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم می خواهیم. در کنگره عشق ما این است که به دیگران خدمت کنیم راهنما عشقش خدمت کردن است چون به آن آگاهی رسیده، رسیدن به این آگاهی خیلی مهم است و اگر نباشد نمی شود یعنی تا از خود نگذریم به خودمون نمی رسیم.
من از پول گذشتم به پول رسیدم، از آبرو گذشتم به آبرو رسیدم؛ از خیلی چیزها گذشتم و دقیقاً به آن رسیدم که اگر روزی به خاطر آبرویم در کنج خانه می نشستم امروز این آبرو را نداشتم و این یعنی باید به آن نقطه بیداری و هوشیاری برسیم. بعضی بچه ها از من پرسیدند که مهندس جنسی را ارزان خریده ام باید گران بفروشم؟ اگر گران نفروشم ضرر می کنم من آن جنس را ۱۰۰ تومن خریده ام و حالا قیمت آن ۱۵۰ تومان شده است پس چطور می توانم آن را با ۱۲۰ تومان قیمت بفروشم و همین جنس را بعدا گرانتر بخرم.
چه کسی به شما تضمین داده و گفته که نباید شما ضرر کنید،کی! چه کسی به تمام کسبه و تجار این تضمین را داده که این ها ضرر نکنند؛ کاسبی هم ضرر دارد. صد بار منفعت کنی خوب ممکن است یک بار هم ضرر کنی. اگر تاجری ممکن است کشتی بارت غرق شود یا کشتی مصادره شود و خیلی اتفاقات دیگر.
طوری شده که تمام کسبه و مغازه دارها وقتی دلار گران می شود حتی اگر جنس را ارزان خریده باشند با قیمت بالایی آن را می فروشند. آنها چیزی را در نظر نمی‌گیرند! یکی از بچه ها دیروز به من گفت جنس را خریدم پایین آمد، بالا رفت و من همان قیمت را دادم گفتم ضرر کردی؟ گفت: نه ،الان مشتری هایم هر قیمتی را بگویم چشم بسته قبول می کنند گفت آنقدر مشتری هایم زیاد شده، اعتبارم زیاد شده که خدا می داند این همان وعده خداوند است که دروغ نیست. چون مردم به تو اعتماد می‌کنند مثلاً یک چلوکبابی یا جگرکی که خیلی هم مغازه‌ای عالی است، مگس هم پر نمی زند ولی جایی را می بینی که چقدر شلوغ است وقتی مردم ببینند که تو جنس قبلی را با سود معقول به مردم می دهی دوستت دارند به تو اعتماد می‌کند و از تو خرید می‌کنند.
پنج تا مشتری داری می شود ده تا مشتری، آن ها فکر نمی‌کنند که این گران‌ فروشی ها را که می کنند چه لطمه ای به مردم می‌زنند خودش مثلاً یک پیچ و مهره را می برد بالا، تو که در فروش یک پیچ و مهره درست عمل نکنی باید بروی نان بگیری همین کار را با تو می‌کنند، می‌خواهی فرش بخری همین بلا سرت می آید، یخچال می خری همینطور، ماشین می خری همینطور، خودش تقلب می کند و بقیه هم تقلب می کنند.
گرانفروشی می کند، هزار قلم جنس را باید گران بخرد، بعد خیر و برکت هم از آن می رود، بعد تبدیل می شود به سرطان، مشکلات، اختلاس و هزار مسئله دیگر. به خاطر آنکه ما صلح را برقرار نمی کنیم، آنموقع این مسئله نمی گذارد ما زندگی کنیم. زندگی موقعی که به تو خوش می گذرد که به دیگران هم خوش بگذرد.
با این کاری که کردیم با دست خودمان کشورمان را از بین می‌بریم، داریم با دست خودمان گرانفروشی الکی به وجود می‌آوریم آیا توقع داری رهبر شخصاً بیاید این کار را انجام بدهد؟ تک تک ما باید این قوانین را انجام بدهیم و چون ما این کار را کردیم، چون هرچه داشتیم برای دیگران هم خواستیم، چون رایگان برای سیستم کار می کنیم، چون فقط منافع مالی شخصی خودمان را در نظر نگرفتیم، الان کنگره ۶۰ در وضعیت بسیار مناسبی قرار دارد. الان می‌توانیم یک ساختمان ۴ الی ۵ طبقه ۱۲ الی ۱۵ میلیاردی بخریم، الان می‌توانیم یک دانشگاهی را بخریم. کدام NGO می تواند این کار را بکند می تواند به دیگران کمک کند! از خارج پول نگرفتیم و نمی‌گیریم نه از دولت داخل و یا سازمانی کمک نگرفتیم نه از خیرین. یک نفر گفت: اگر فلان کار را انجام بدهیم به خیرین می‌گوییم که به شما کمک کنند گفتم ما خودمان رئیس خیرین هستیم پس این کار را کردیم و به این نقطه رسیدیم. اگر در سطح کلی هم این کار را بکنیم آسایش و آرامش هم پیدا می کنیم آن موقع می شود زندگی کردن، این هست که اگر ما شکممان سیر باشد درست باشیم و اطراف ما گرسنه باشند به ما هم خوش نخواهد گذشت آخرش گرسنگان حلقوم ما را هم پاره می کنند هرچه داریم می برند. تعادل در جامعه برقرار نمی‌شود پس به طور کلی پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. یعنی زندگی و حیات ادامه دارد کاری تمام شود کار دیگری شروع می شود هر مشکلی حل شود مشکل دیگری بروز می‌دهد.
اصولاً کار ما حل مشکلات است. اوایل مشکلات کوچک را حل می‌کنیم و بعد همینطور که جلوتر می‌رویم مشکلات کوچک بزرگ و بزرگتر می‌شود این ها هم یک خط است که ادامه دارد حرف من این است که ما در صراط مستقیم حرکت کنیم ولی در کنار آن هم زندگی کنیم همین تعطیلی که ۱۴ روز در فروردین هر سال اجرا می‌کنیم. اما امسال نتوانستیم، خودش یک نوع زندگی کردن است، دائماً داریم کنگره می‌آییم و می‌رویم این تعطیلات به ما می‌گوید حالا بهار است و ۱۴ روز استراحت کن برو شهر، روستا هرکاری که دوست داری انجام بده این جزو برنامه زندگی کردن است.
تعطیلات تابستان که از پنجشنبه شروع می شود این هم یک نوع زندگی کردن است یک هفته تعطیلیم، دست خانواده ام را می‌گیرم و به هیدج می روم، نه هتل مجلل، همه خانواده چند روز در کنار هم شاید آنجا خیلی از امکانات را نداشته باشیم ولی آنجا صبح تا شب در کنار هم هستیم می گوییم و می خندیم، آشی میپزیم و با هم زندگی می کنیم.
یعنی همه ما باید زندگی کردن را یاد بگیریم، زندگی کردن را باید به ما آموزش بدهند تا یاد بگیریم چطوری از زندگی لذت ببریم و از یک زندگی خوب برخوردار باشیم. کره زمین خیلی زیباست، خیلی قشنگ است، البته وقت نمی کنیم جاهای دیدنی را ببینیم. پارک‌ طالقانی خیلی قشنگ است درخت هایش خیلی زیباست وقتی من وارد پارک می‌شوم درخت ها را می بینم که چقدر زیبا هستند. موزه دفاع مقدس که در بغل ماست خیلی قشنگ است این را باید درکش کنیم. دریا خیلی قشنگ است پرنده ها خیلی زیبا هستند به گل ها نگاه کنید توجه کنید که چقدر زیبا هستند. به هلو نگاه کنید چقدر خوشمزه است طعم خاصی دارد، حتی یک شکلات، این ها همه جذابیت و زیبایی های زندگی است. مهم نیست پولدار باشی یا نباشی چون خیلی ها پولدار هستند. آرزوی خوردن یک تکه نان خشک را دارند آرزوی خوردن یک دیزی را دارند پس اینها همه مسائل زندگی و حیات ماست. انسان ها خیلی خوب هستند خیلی ارزشمند هستند خیلی زیبا هستند. ولی گاهی اوقات ما با انسان ها کاری می کنیم که انسان ها روی بدشان را به ما نشان میدهند. انسان‌ها دو رو دارند یک روی انسان ها مثل فرشته می ماند و یک روی دیگر مثل دیو، یک روی خوب و یک روی سگی.
حالا این هنر ماست که ما با انسان ها چگونه برخورد کنیم با چه دیالوگ‌هایی صحبت کنیم که روی سگی را به ما نشان بدهد یا روی فرشته اش را.
در آن واحد یک انسان که نمی‌تواند سر یک گنجشک را ببرد دلش ریش می‌شود و گریه می‌کند همان انسان در شرایط دیگری سر صد نفر را می تواند گوش تا گوش به ببرد. یعنی انسان قابل تغییر است.
در انسان هم لایه های مثبت و هم لایه های منفی وجود دارد ما هستیم که باید بدانیم چگونه برخورد می‌کنیم این یک هنر است. باید یاد بگیریم اگر ما بخواهیم این هنر رایاد بگیریم باید آنقدر استخوان خرد کنیم تا به این هنر چگونه صحبت کردن با انسان ها برسیم چطور با آنها حرف بزنیم که به آنها برنخورد که سوء تفاهم پیش نیاید که لجبازی نکنند.
این که در پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است یعنی همه مسائل ما، امور زندگی ما و مشکلات وقتی آنها را حل می‌کنیم، باز به نقطه دیگری می رسیم صبحانه را می خوریم باید منتظر نهار باشیم، نهار را می خوریم باید منتظر شام باشیم، شام را می خوریم می خوابیم با صبح می شود باید بخوریم و ....
خلاصه اینکه زندگی کردن را باید یاد بگیریم هفته آینده کنگره ۶۰ تعطیل است و امیدوارم که در این تعطیلات استراحت کنید نخواهید که کارهای عقب افتاده را در یک هفته انجام دهید استراحت کنید از طبیعت، کوه، دشت استفاده کنید و لذت ببرید.

نگارش: همسفر زینب، لژیون سوم
ارسال: همسفر سارا

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیه لژیون سوم شنبه 18 مرداد 1399 08:54 ب.ظ
خداقوت زینب جان انشالله جایگاههای بالاتر
معصومه کمک راهنمای حسنانی جمعه 17 مرداد 1399 12:34 ب.ظ
تشکر خانم زینب
همسفرطیبه جمعه 17 مرداد 1399 12:18 ب.ظ
خداقوت به شماعزیز
همسفرسارا،لژیون دوم جمعه 17 مرداد 1399 11:36 ق.ظ
عالی بود خانم زینب عزیز خدا قوت
همسفر رضیه جمعه 17 مرداد 1399 12:34 ق.ظ
خدا قوت خانم زینب عزیز احسن به این هم همت وپشتکار انشالله جایگاههای بالانر رو تجربه کنید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات