دلنوشته یک همسفر
پنجشنبه 15 خرداد 1399 ساعت 08:12 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

چطور می توانم از کنگره قدر دانی کنم؟
با هیچ زبانی و کلامی نمی شود از کنگره قدر دانی کرد...
از روزی می گویم که برای اولین بار واردشعبه ی پرستار شدم؛ یک خانم با چهره ای مهربان و خندان اولین کسی بود که مرا دید و خوش آمد گفت و تا صندلی که باید می نشستم مرا راهنمایی کرد...
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،

دلنوشته یک همسفر
دوشنبه 29 اردیبهشت 1399 ساعت 01:08 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

سلام دوستان مهدیه هستم یک همسفر
قبل از هر چیزی باید این را بگویم که وقتی دستور جلسه مهندس که فرموده بودند کنگره برای من چه کرده و من برای کنگره چه کرده ام، را دیدم واقعاً سوال بزرگی برای من پیش آمد و آن این بود که با خودم گفتم باید این سوال اینگونه مطرح می شد: که کنگره برای من چه کرده و من برای کنگره چه نکرده ام...
وقتی آرامش را به روح و قلب و جان من هدیه کرد و از سر گرفتن زندگی را آنطور که شایسته و بایسته است یادم داد، چگونه من می توانم از خودم بپرسم که کنگره برای من چه کرده است؟!
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،

دلنوشته یک همسفر
شنبه 27 اردیبهشت 1399 ساعت 05:46 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

سلام دوستان سمانه هستم یک همسفر.
درمورد دستور جلسه استحکام پایه های مالی کنگره من چه کرده ام؟
من در کنگره هیچ کاری نکردم، حتی کوچکترین قدم، ولی کنگره خیلی چیزها به من داده است، اول اینکه من خودم را شناختم و عیب هایم را فهمیدم. اینکه چگونه خشمم راکنترل کنم، چگونه جلوی زبانم را نگه دارم و در واقع آرامشی که من الان دارم مدیون کنگره هستم.
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،

دلنوشته یک همسفر
دوشنبه 22 اردیبهشت 1399 ساعت 09:28 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

دلنوشته همسفر معصومه، رهجوی لژیون پنجم، در خصوص هفته راهنما:

سلام دوستان معصومه هستم همسفر افشین. 
هفته راهنما را خدمت جناب مهندس و راهنمای خوب خودم خانم طیبه و تمامی راهنمایان خوب و فداکار کنگره ۶۰ تبریک می گویم. 
جایگاه راهنما در مقابل رهجو، جایگاه استادی ، معلمی و مربی است. این جایگاه متفاوت است با جایگاه دوستی.
ادامه مطلب

دلنوشته همسفران
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 ساعت 11:33 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
دلنوشته های جمعی از رهجویان لژیون سوم در خصوص هفته راهنما

ادامه مطلب

دلنوشته یک همسفر
دوشنبه 25 فروردین 1399 ساعت 04:02 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

راه ادامه دارد...
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر،
"امواج چون گردباد بر زمین فرود می آیند و آنچه برداشتنی باشد، با خود به امانت می برند و این جز فرمان حاصل نمی گردد، در سکون هیچ چیز بوجود نمی آید و زایشی نیست، همه چیز در حرکت شکل می گیرد."
امروز صبح خبر فوت دکتر رسولی را شنیدم و خیلی متاثر شدم که یکی از خدمتگزاران کنگره ۶۰ پر کشیدند. یاد یکی از سخنان آقای مهندس افتادم که ایشان گفتند این روزهای سخت کرونایی نیز می گذرد؛ در گذر زمان اتفاق های مختلفی می افتد ولی کنگره باید به راه خودش ادامه بدهد.
ادامه مطلب

دلنوشته یک همسفر
شنبه 23 فروردین 1399 ساعت 09:00 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

سلام دوستان شیرین هستم یک همسفر، مشارکت من در خصوص دستور جلسه وادی هشتم: 

همان طور که آقای مهندس گفتند با حرکت راه نمایان می شود؛ یعنی تو باید پیشرفت کنی و پشتکار داشته باشی تا راه برای تو روشن شود. در واقع همان ضرب المثل معروف که می گوید با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود در اینجا صدق می کند. وقتی تو بنشینی روی مبل و دست روی دست بگذاری و به آرزوهایت فکر کنی برآورده نخواهند شد زیرا تو باید برای به تحقق رسیدن آنها تلاش کنی و اگر درست تلاش کنی حتما آن حلوای شیرین را بدست خواهی آورد.
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،

دلنوشته یک همسفر
شنبه 23 فروردین 1399 ساعت 07:46 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
نقش من در جهان هستی
نیک می دانیم که خداوند جهان هستی را بر مبنای هدفی خلق کرده است، بنابراین زمانی که کل هدفمند است، اجزا نیز دارای هدف و مقصد هستند. یعنی هر ذره ای در این عالم هستی در جای خود قرار گرفته است و اگر آفریده ها جایگاه اصلی خود را از دست دهند دچار دگرگونی شده و در آخر ممکن است به تخریب و ویرانی برسند. انسانها نیز از این قاعده مستثنی نیستند، هر انسانی اگر در جایگاه اصلی خود قرار بگیرد و نقش خود را بپذیرد به آرامش می رسد.
ادامه مطلب

دلنوشته یک همسفر
جمعه 22 فروردین 1399 ساعت 06:32 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
دلتنگی
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر، حدود هفت ماه و چند روز است که از سفر مسافرم می گذرد. اوایل خبر نداشتم که او به کنگره می آید ولی بعد از مدتی با من صحبت کرد و متقاعدم کرد که به عنوان همسفر همراهیش کنم. در ابتدا خیلی بی میل بودم و فقط بخاطر مسافرم یک جلسه شرکت کردم و بعد بهانه آوردم که کاردارم و....بنابراین چند جلسه نرفتم و دوباره با اصرارمسافرم که مطمئنا بخاطر جهان بینی ای بود که آموزش گرفته بود دوباره در جلسات شرکت کردم و لژیونم را انتخاب کردم.
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،

دلنوشته یک همسفر
چهارشنبه 20 فروردین 1399 ساعت 09:24 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

شفای زندگی
به نام قدرت مطلق
سلام دوستان آرزو هستم مسافر سیگار. دو ماه است که در حال سازگاری هستم. وقتی به گذشته برمی گردم می بینم با یک فکر و اندیشه بد شروع شد، فکر نمی کردم روزی برسد و من هم سیگاری بشوم و از این موضوع رنج ببرم. کار به جایی رسیده بود که داشتم ازهمه فرار می کردم تا کسی موضوع را نفهمد.
ادامه مطلب

مشارکت مکتوب
شنبه 16 فروردین 1399 ساعت 11:16 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

در باب دستور جلسه ظرفیت و مسئولیت، قبله گم کردن

"تو را تیشه دادم که هیزم کنی، ندادم که بنیاد مردم کنی"
قبله گم کردن یعنی:کسی که هدفش را گم کرده است. وقتی به نماز می ایستیم رو به قبله نماز می خوانیم یعنی قبله مشخص است. قبله اش را گم کرده مصداق کسانی است که مغرور می شوند خودشان را بیشتراز  انداز ه ای که هستند می دانند. به هر کسی مسئولیتی که داده می شود باید ظرفیت آن مسئولیت را داشته باشد، اگرظرفیت پذیرش مسئولیت را نداشته باشد برای خود و جامعه مخرب خواهد بود.
ادامه مطلب

دلنوشته یک همسفر
شنبه 16 فروردین 1399 ساعت 11:10 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
بهشتی که آرزویش را داشتم
سلام دوستان مهدیه هستم یک همسفر
وقتی می گویند دل نوشته، ناخوداگاه یاد خاطرات گذشته می افتم، یاد روزهایی که به سختی می گذشت، یاد شب هایی که با گریه و بغض می گذشت، یاد آن لحظه هایی که دیگر دوست ندارم به آنها فکر کنم، اما ندایی در درونم می گوید که نیاید آن روزها را فراموش کنی تا همیشه یادت باشد که کجا بودی. 
ادامه مطلب

دلنوشته یک همسفر
پنجشنبه 7 فروردین 1399 ساعت 01:00 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
دوران قرنطینه در منزل
تا قبل از کنگره و نداشتن دانایی و راهکار در زندگی اگر یک روز با مسافرم خانه بودیم بیشتر اوقات چون حالش خراب بود به بچه ها یا من گیر می داد و داد و قال راه می افتاد، طوری که دعا می کردم همان سر کارش بماند بهتر است تا اینکه منزل باشد. من هر بار و هر مدلی به خواسته اش قدم برمی داشتم تا بچه هایم در آرامش باشند؛ مجددا بهانه می گرفت.
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،

دلنوشته یک همسفر
پنجشنبه 7 فروردین 1399 ساعت 12:37 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )
حال خوب ما
امروز دخترم به من گفت: مامان چقدر شما و بابا با هم خوب شدید!
پرید بغلم و با شادی گفت: خیلی خوشحالم!
چند بار با هم خدا را شکر کردیم. این را نوشتم تا به شما بگویم ما روزهای قبل از کنگره حتی یک روزمان را هم نمی توانستیم بدون دعوا و مشاجره به شب برسانیم.
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،

دلنوشته یک همسفر
شنبه 24 اسفند 1398 ساعت 11:41 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سارا | ( نظرات )

امید روزهای آینده
سلام دوستان فریده هستم یک همسفر،
این روزها برای همه ما خیلی سخت است، زیرا در کنار هم نیستیم. دلم برای آنروزها تنگ می شود که حاضر می شدیم برای رفتن به جلسه و دیدن هم لژیونی ها و همسفرهای شعبه و راهنمای خوبم. دلم برای گذشته خوبی که داشتیم و قدرش را نمی دانستیم تنگ شده است؛ 
ادامه مطلب
برچسب‌ها: دلنوشته یک همسفر،



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic